جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

918

تحفة الملوك ( فارسى )

غيرفحص تمام نشنوند ؛ و ابواب خوف و رجا را بر خلق مسدود نكنند ؛ و در دفع متعديان و امنيت راه‌ها و حفظ ثغور و سرحدها و اكرام اهل قوّت و شجاعت ، تقصير جايز ندانند ؛ و مجالست و مخالطه با اهل فضل و رأى را لازم دانند ؛ و به لذاتى كه مخصوص به نفس خود است ، التفات ننمايند ؛ و فكر را از تدبير امور مملكت ، يك لحظه معطل ندارند ؛ چون‌كه قوّت فكر سلطان در تدبير ملك ، ابلغ و اشد از قوّت لشكرهاى بسيار است و اگر سلطان به تمتع و التذاذ نفس ، مشغول گردد و اغفال در امور مملكت نمايد و به توهم اين‌كه چون امور در يد تصرف من است بايد كه در راحت و فراغت و اوقات تمتع و لذت من بيفزايد ، البته خلل و وهن و فساد در مدينه راه يابد و فتح باب شهوات گردد و سعادت به شقاوت و خيرات به شرور مبدل گردد و نظام الهى روى به انحلال و هرج‌ومرج نهد و استيناف امير و امام حق و سلطان عادل احتياج افتد . پس بايد كه تعب و اشتغال به فكر در سلطان از همه‌كس بيشتر باشد . و بايد كه اسرار خود از نااهل و آنان كه اهل حفظ نيستند ، مثل زنان و كودكان ، پوشيده دارد تا آن‌كه بر جولان فكر قدرت داشته باشد و از فوات مطلب و عروض موانع ، ايمن گردد تا وقت ظفر و فرصت كه به معناى حزم است كه از اعظم خصال ملوك است . و بايد كه هميشه متفحّصان و جاسوسان را به تفحص امور ، خصوصا احوال دشمنان ، مشغول دارند . و بهترين ابواب و نيكوترين اسبابى در اين باب ، كثرت مجاورت و محادثت نمودن با همه‌كس است ؛ چون اگر مجاورت و محادثت بسيار شود و اين‌كس از همه‌جاى باخبر گردد ، هرآينه بر مكنون ضماير البته مطلع مىگردد . و تا ادله و علامات و قراين را باهم نسنجد و امر به سرحد ظهور و تواتر نرسد ، حكم نكند . و بايد كه در استمالت دشمنان و طلب موافقت و مسالمت از ايشان بكوشد و تا ممكن باشد چنان سازد كه به مقاتله و محاربه منجر نگردد . و اگر منجر بشود ، پس اگر اين‌كس ، بادى « 1 » است بايد كه اولا غرض و مقصد او جز خير محض و طلب دين

--> ( 1 ) . به معناى شروع‌كننده و آغازكننده است .